| X Close | ||

این مقاله تجربه ای از نقش کتابخانه به عنوان یکی از آن خدمات ضروری و معین در اصول ، فعالیتها و اعمال آموزش سواد با ارجاع خاص برای آموزشگر بزرگسال نیجریه ای می باشد. نقش کتابخانه در آموزش بزرگسالی آموزش بعنوان یک پیچیدگی در فرایندهای اجتماعی در نیاز به دانش و تجربه بصورت رسمی یا طور دیگری تعریف شده است (اوگان شی 1981) . در این مقاله یک بزرگسال به کسی گفته می شود که پنجاه سال یا بیشتر سن داشته باشد که مسئول خود و دیگران می باشد و کسی است که شاید احساس از دست دادن دیدگاه قرار گرفتن در آموزش رسمی آموزشگاهی می نماید بدلیل مشکلات مالی یا فاکتورهای دیگر یا این احساس که او بعد از گذشت یک یا دو سال یا سه سال دچار افت تحصیلی شده است . در نیجریه بزرگسالان بی سواد زیادی در این گروه قرار دارند. منظور از آموزش بزرگسال استمرار آموزش بزرگسال می باشد .بنابراین:- حالتی از سواد که ممکن است به آن دسترسی پیدا کنند و استمرار داشته باشد.- بزرگسال ممکن است بطور مداوم دانش و مهارتهایش را بهبودی بخشد.- این شخص توانایی دارد تا عینا زندگی در اجتماع ، سیاست و سیستم های اقتصادی را تجربه نماید .- این بزرگسال ممکن است نسبت به میراث فرهنگی شهروندی و ارزشهای اجتمایی و بنابراین پذیرش تغییر نقش در زندگی بزرگسالی آگاهی پیدا کرده باشد . - این شخص ممکن است تکامل بخشد شخصیش را و پتانسیلش را تکامل بخشد و شاخه ای از ادراک و علاقه و مهارتهایش را توسعه دهد . کتابخانه شخص را قادر می نماید تا یک حالت روحانی بدست آورد و فعالیت تفریحی را در مطالعه القاء کند بنابراین مطالعه اثر متقابلی روی ثروت جامعه و حصول دانش دارد(اوموجوا 1993). کتابخانه می تواند آموزش بزرگسال را پس از تحصیل توسعه دهد. بخشی از ماموریت کتابخانه اختصاص دارد به آموزش بزرگسال (اومولوا 1981). نیاز به خدمات کتابخانه شناسایی این نیاز در کتابخانه و در کشور نیجریه تاریخچه ای قدیمی دارد. این اولین کتابخانه ای است که تحت عنوان کتابخانه شهری معرفی گردید بر طبق نظر اویگاده ، ناساراوا و موکوگاوا (2003) در سال 1879 تاسیس گردید . طبق این اهداف ابقاء و استقرار کتابها و مواد برای امانت به مردم برای بهبودی وضعیت خود بود . بهبودی وضعیت کتابخانه ها بوسیله مسیونرهای مذهبی مسیحی در گذشته در کشور نیجریه نشان می داد پیوستگی در خدمات کتابخانه ، شامل سخنرانیهای عمومی اهمیت زیادی دارد . کتابخانه ها نقش عمده ای در آموزش بزرگسالان دارند که شامل :- کمک به سواد برای ارتقاء- پیشرفت دانش و مهارتها بصورت مثبت و سودمند- کمک به سازگار کردن موجودیت سیاسی ، معنویت سیاسی و فعالیت های اقتصادی در جامعه - دادن آگاهی شخصی به آموزشگران بزرگسال و صداقتشان در جامعه و برای تناسب ارزشهای اجتمایی و قادر بودن در تغییر برای پذیرش آسان در انتظار قوانینی مطابق با جامعه- توانایی شخص برای توسعه پتانسیل های کامل و توسعه شاخه ای از ادراکات ، علایق و مهارتها (متزگر 1991). اوینو (1995) بعدها در مورد نیاز به خدمات کتابخانه که کمک خواهد کرد به توسعه یک رابطه نسبت به استمرار مطالعه حتی بعد از کلاسهای سواد که کامل شده اند بحث کرده بود . خدمات کتابخانه برای پشتیبانی از مهارتهایی که در کلاسهای سواد بصورت زنده و بوسیله قوانین خوب ادبی لازم است مورد نیاز می باشند . اگر چه آموزش بزرگسال سهم بزرگی در مدل و ساخت رضایت مندی شخص و یک جامعه بهتر دارد اما تهیه کنندگان آموزش بزرگسالان باید به فراسوی قوانینشان بعنوان تسهیل کنندگان سواد بروند تا در یک روش عملی تر در ایجاد کتابخانه ها و بمنظور نگه داری مهارتهایی که جدیدا برای آموزشگران بزرگسال مورد نیاز است اقدام کنند . سازمان های خدمات کتابداری برای آموزش بزرگسال در جامعه نیجریه آنجا که هنوز سواد در سطح پایینی وجود دارد ، جایی که پیشینه های خیلی کمی وجود دارد و طالع بینی های سنتی شفاهی در نبود کتابها به زبانهای اصلی بویژه در علم و فناوری رواج دارد ، کتابخانه ها نه تنها باید خدمت کنند به بلوغ سواد بلکه باید بی سواد را تشویق کنند تا باسواد شود بوسیله ایجاد مطالعه آسان موا د ، کتابهای گویا و تسهیلاتی در آموزش بزرگسال (اوجو-لگبینو با 1985) سازماندهی یک کتابخانه به منظور کمک به برنامه آموزش بزرگسال مشکل نیست خدمات کتابخانه ای به منظور موفقیت اهداف آموزش سواد بزرگسال مهمتر و عالی تر به نظر می رسد . آموزشگران بزرگسال باید ترکیب نمایند خدمات کتابخانه ای را با برنامه های آموزش بزرگسال به منظور کامل کردن فرایند کمک به بزرگسالان تا باسواد شوند و سواد را تقویت نمایند. عنوان به انگلیسی :The role of library services in adult litracy education نویسنده :J.E.Onohwakpor
سارا سویک معتقد است که کتابداری واطلاع رسانی دو رشته مختلف با روابط مابین رشته ای قوی هستند نه رشته ای همسان و واحد، یا رشته ای که یکی موضوع خاص دیگری باشد. واین تفاوت نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. تفاوت در انتخاب و یا تعریف مسائل، دستور کارها، الگوها، مبانی نظری و راه حلهای عملی است که در این دو رشته بکار گرفته می شود. و مهمتر اینکه این تفاوت ها خود را در دستورکارها و مسیرهای پژوهشی بیشتر نشان می دهند.
جس شرا: رئیس اسطوره ای مدرسه کتابداری دانشگاه وسترن ریزرو که با تلاش او علم اطلاع رسانی با اسامی گوناگون بعنوان یکی از حوزه های تخصصی علم کتابداری مطرح گردید. به این صورت که دروس اصلی و پایه در برنامه های سنتی کتابداری برجای ماند و آموزش علم اطلاع رسانی ضمیمه ای برعلم کتابداری به عنوان یک واحد درسی مطرح شد و مورد استقبال همگان قرار گرفت و به الگوی شرا در جهان معروف گشت. اضافه شدن واژه اطلاع رسانی به آخر رشته کتابداری در سالهای اخیر در کشورمان منتج شده از همین طرز فکر بوده است.
سارا سویک از دست دادن وجه کاربران و عوامل انسانی در طراحی نظامهای اطلاع رسانی و پژوهشهای حوزه را، بزرگترین خطر علم اطلاع رسانی می داند. در حال حاضر ما با تمرکز و پیروی از سیستم ها، بیشتر اوقات، نگرش کاربر مدار را از دست داده ایم. او براین باور نیز هست که بزرگترین توفیق زمانی برای علم اطلاع رسانی حادث خواهد شد که به گونه ای موفقیت آمیز پژوهش ها و کاربردهای سیستمی و کاربری را یکپارچه سازد. جامعه به چنین علم و حرفه ای نیاز دارد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله زیر مراجعه کنید:
ساراسویک، تفکو. علم اطلاع رسانی. ترجمه علیرضا بهمن آبادی. مبانی، تاریخچه و فلسفه علم اطلاع رسانی. تهران:کتابخانه ملی،۱۳۸۱.ص۴۹
۱) اول اینکه علم اطلاع رسانی ماهیتا میان رشته ای است. این روابط با حوزه های مختلف در حال دگرگونی است.
۲) دوم آنکه علم اطلاع رسانی ارتباطی تنگاتنگ با فناوری اطلاعات دارد. منظور تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و تحولات اخیر و ایجاد جوامع اطلاعاتی
۳) سوم، علم اطلاع رسانی دوشادوش برخی رشته های دیگر، عاملی فعال در تحول جامعه اطلاعاتی است. علم اطلاع رسانی ابعاد انسانی و اجتماعی قوی، بالاتر و فراتر از فناوری دارد.
سئوال : آیا می توان این سه مشخصه را به علم کتابداری هم ربط داد؟
نظر خودم:
به نظر من قدمت علم کتابداری از علم اطلاع رسانی بسیار بیشتر است و علم اطلاع رسانی دست پرورده فناوری اطلاعات است که کلیه رشته ها و علوم راتحت تاثیر خود قرار داده است. به نظر می رسد مشخصه های بیان شده در واقع نشات گرفته از علم کتابداری باشد چراکه این سه مشخصه در کالبد علم کتابداری قرار دارد. این در حالی است که ما معتقد به تفکیک پذیری علم اطلاع رسانی از کتابداری باشیم در غیر اینصورت بحثی باقی نمی ماند.
با توجه به بحث های زیادی که در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی مطرح است و مباحثی که در خصوص تفاوت و یا تشابه کاری اطلاع رسانان و کتابداران وجود دارد ذکر این نکته مهم به نظر می رسد که تمام کتابداران ما را نمی توان اطلاع رسان قلمداد کرد چون کار آنها فقط کتاب رسانی است. کتابدارانی را می توان اطلاع رسان دانست که در عصر جدید و با استفاده از فناوری اطلاعاتی وشبکه های اطلاعاتی نه تنها کتاب رسانی می کنند کار اطلاع رسانی را نیز انجام می دهند. حال چرا اطلاع رسانی؟ و آیا کتاب رسانی نوعی اطلاع رسانی نیست؟
کتابداران تا قرن نوزدهم درگیر کتاب رسانی بودند تا اطلاع رسانی، چراکه منابع اطلاعاتی بسیار محدودی وجود داشت و گستردگی علوم نیز آنقدر زیاد نبود.
ولی در اواخر قرن نوزدهم همراه با تنوع منابع اطلاعاتی و گشترش شبکه های اطلاع رسانی، و افزایش انتشارات و پدیده انفجار اطلاعات، دسترسی به اطلاعات بجای دسترسی به منابع اطلاعاتی یا مالکیت از ارزش بیشتری برخوردار شد. دیگر مثل گذشته به منابع اطلاعاتی اهمیت داده نمی شد بلکه به مفاهیم و اطلاعات موجود در آن به هر شکلی(بصورت نمایه، چکیده، و ....) که قابل دسترس بود بیشتر توجه نشان داده می شد.
اینجا بود که بین کتابداران و متخصصین اطلاع رسانی تعامل بوجود آمد. در این دنیای جدید کتابداران باید کار اطلاع رسانی را در کنار کتاب رسانی انجام دهند. و اگر خود را با فناوری جدید نزدیک نکنند نمی توان آنها را اطلاع رسان قلمداد کرد.
باید به این نکته تو
جه کرد که فعالیت اطلاع رسانی در کتابخانه ها در گذشته نیز وجود داشت. مثل نمایه سازی و چکیده نویسی، خدمات آگهی رسانی جاری و خدمات گزینشی اطلاعات. این فعالیت ها همان دقت نظر به دسترسی سریع مراجعان کتابخانه به اطلاعات مورد نظر در محملهای اطلاعاتی است. پس این نکته نیز تائیدی بر فرمایشات دکتر حری است که گفته بودند اطلاع رسانی اصطلاحی است جدید ولی مفهومی کهن دارد.
پس کتابداران ما باید در عصر حاضر هم کتاب رسان خوب و هم اطلاع رسان موفقی باشند تا بتوانند همپای متخصصان اطلاع رسانی به ارائه خدمات در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی بپردازند.
من شخصا با مطالعاتی که انجام دادم با تمام نقطه نظرات متفاوت و متناقض نویسنده های این حوزه معتقدم که همانطور که متخصصان اطلاع رسانی را نمی توان کتابدار قلمداد کرد، کتابداران را نیز نمی توان اطلاع رسان به معنای واقعی نامید.
در این جا نگاه نویسنده به اطلاع رسانی به عنوان یک رشته علمی مجزاست که متخصص اطلاع رسانی پرورش می دهد که مباحث کتابداری یکی از شاخه های این علم قلمداد می شود.
و ذکر این تفاوت مهم ضروری است که هیچوقت اطلاع رسان را نمی توان کتاب رسان تلقی کرد ولی کتابدار را می توان اطلاع رسان خطاب نمود.